از بانک که بیرون آمد خوشحال بود.بعد از سی سال معلمی بازنشسته شده بود.شش ملیون تومان پاداش گرفته بود.تصمیم داشت پولش را در موسسه ای خصوصی سرمایه گزاری کند.جای مطمئنی بود.منتظر تاکسی شد.بیست دقیقه گذشت ولی هنوز تاکسی گیرش نیامده بود.اتوبوسی از کنارش رد شد و چند متر جلوتر کنار ایستگاه توقف کرد.چاره ای نبود،سوار اتوبوس شد.اتوبوس مملو از مسافر بود.صدائی شنید.خانم موسوی بفرمائید جای من بنشینید.دختری بیست ساله بود.دختر بلند شده بود.دیسک کمر خانم موسوی اذیتش میکرد،جای دخترک نشست.خانم موسوی من کرمی هستم.یکی از شاگردهای قدیمتون.کلاس پنجم شاگردتون بودم.دبستان رفعت.بفرمائید جای من بنشینید.یادش افتاد.کرمی دختری شلوغ بود.پرحرف و پر دردسر.اکنون خانمی شده بود برای خودش.دخترم ماشالله بزرگ شدی.چکار میکنی؟درس میخونی؟
نه والله خانم موسوی.منشی یک شرکت تبلیغاتیم.
شوهر کردی؟دختر آهی کشید و گفت نه.چهره اش غمگین شد.خانم موسوی فورا متوجه شد.بحث را ادامه نداد.چند دقیقه گذشت.ایستگاه بعدی مسافر کناری پیاده شد و دختر در کنار خانم موسوی نشست.والله تا حالا چند تا خواستگار داشتم به همشون جواب منفی دارم.الان هم یه خواستگار دارم مهندس عمران.یه دفتر مهندسی داره.وضعش خوبه.پسر خوبیه.ولی خوب چون جهیزیه ندارم میخوام بهش بگم نه.تو این شرکت تبلیغاتی ماهی صد تومان میگیرم.مستمری بابای خدابیامرزم هم دویصت تومانه.اونم خرج دواهای مادرم میشه.چاره ای نیست.بدن خانم موسوی سرد شده بود.بغض گلویش را گرفته بود.ایستگاه بعدی از دختر خداحافظی کرد و پیاده شد.ظهر بود.دو پرس کوبیده از چلوکبابی خرید .خودش و شوهرش بودند.دخترش تازه شوهر کرده بود.پسرش هم یک دختر دو ساله داشت.چند سال از بازنشستگی شوهرش میگذشت.شب بود.دختر کلید را چرخواند و در را باز کرد.چیزی را که میدید باور نمیکرد.یخچال ،اجاق گاز ،لباسشوئی و ....... یک جهیزیه کامل داخل حیاط بود.مادرش خوشحال کنار پنجره نشسته بود.بی اختیار به گریه افتاد.نیمه شب بود،چشمان خانم موسوی تازه گرم شده بود.با خیال آسوده خوابید.جای مطمئنی سرمایه گزاری کرده بود.
داستانت خیلی جالب بود!
ولی یه جاش کاملا غیر واقعی بود!!!!!گرچه شاید به کل داستان و پیامی که داشت لطمه ای نزنه!!
اونم اینکه پاداش معلم ها رو یه جا نمی دن!مثلا اگر قراره ۶ میلیون بگیرن این پول رو یه ذره یه ذره و با فواصل زیاد می دن!به طوری که دیگه نمی شه باهاش سرمایه گذاری کرد!!!!
موفق باشی!